December 2008
13 posts
14 tags
خط دوازدهم
براي تكرار كشتار جوانان وطنش خطي نوشته بود و جايش را در سنگري ديگر محكم مي كرد
6 tags
خط يازدهم
پشت خط فقط به اين مي انديشد كه اين رابطه چيست و مي پرسد: تا كي؟
9 tags
خط دهم
خط فقر… آنچه كه تمام تفاوت هاي بين ما و آنها را نمايان مي سازد
14 tags
خط نهم
وقتي به گذشته مان نگاه مي كنم، تصوير خط دار فيلم هاي سياه و سفيد قديمي برايم تداعي مي شود؛ گاهي
12 tags
خط هشتم
تمام سهم من از تو، تنها در ميان خط هاي قاب عكس خاك گرفته اي باقي ماند
12 tags
خط هفتم
دود سيگارم، از يك تابع خطي به اين در هم پيچيدن در حركت بود و خود را براي دقايقي به فراموشي مي سپرد
8 tags
خط ششم
خطايي نامعلوم، فقط اينكه ارتباط مقدور نيست
11 tags
خط پنجم
سيم هاي گيتار براي گلايه از اين جدايي ها به خط شده بودند
10 tags
خط چهارم
خط هاي روي پيشاني اش جاي احساس چشمان هميشه بسته اش عمل مي كرد
5 tags
خط سوم
خطهاي خيابان را قطع مي كنم، با دور زدن هاي از روي ناچاري
10 tags
خط دوم
براي به خاطر آوردن آنچه موجب متهم كردن من شده منتظرت نمي مانم
5 tags
خط اول
اينگونه خط خطي مي نويسم