December 2008
13 posts
14 tags
خط دوازدهم
براي تكرار كشتار جوانان وطنش خطي نوشته بود و جايش را در سنگري ديگر محكم مي كرد
Dec 31st
6 tags
خط يازدهم
پشت خط فقط به اين مي انديشد كه اين رابطه چيست و مي پرسد: تا كي؟
Dec 31st
9 tags
خط دهم
خط فقر… آنچه كه تمام تفاوت هاي بين ما و آنها را نمايان مي سازد
Dec 30th
14 tags
خط نهم
وقتي به گذشته مان نگاه مي كنم، تصوير خط دار فيلم هاي سياه و سفيد قديمي برايم تداعي مي شود؛ گاهي
Dec 30th
12 tags
خط هشتم
تمام سهم من از تو، تنها در ميان خط هاي قاب عكس خاك گرفته اي باقي ماند
Dec 30th
12 tags
خط هفتم
دود سيگارم، از يك تابع خطي به اين در هم پيچيدن در حركت بود و خود را براي دقايقي به فراموشي مي سپرد
Dec 29th
8 tags
خط ششم
خطايي نامعلوم، فقط اينكه ارتباط مقدور نيست
Dec 29th
11 tags
خط پنجم
سيم هاي گيتار براي گلايه از اين جدايي ها به خط شده بودند
Dec 29th
10 tags
خط چهارم
خط هاي روي پيشاني اش جاي احساس چشمان هميشه بسته اش عمل مي كرد
Dec 29th
5 tags
خط سوم
خطهاي خيابان را قطع مي كنم، با دور زدن هاي از روي ناچاري
Dec 29th
10 tags
خط دوم
براي به خاطر آوردن آنچه موجب متهم كردن من شده منتظرت نمي مانم
Dec 28th
5 tags
خط اول
اينگونه خط خطي مي نويسم
Dec 28th